تاريخ : ۱۳٩٢/٢/٢٤ | ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : رمضانی

محقق :خانم بتول غفوری از منطقه ری2

مقدمه

تعریف تاریخ

تاریخ در لغت به معنی تعیین زمان وقوع یک رویداد است و به معنی سرگذشت زندگی اجتماعی گذشته بشر می باشد.

 

اهمیت تاریخ

بسیاری از مورخان، محققان و دانشمندان ایران و جهان با اذعان به علم بودن تاریخ و حتی قبول آن به عنوان مادر علوم نقش قابل توجه و انکارناپذیر تاریخ در زندگی بشر را گوشزد کرده و بر این مسائل اتفاق نظر دارند که تاریخ عبرت آموز بوده و می تواند با یادآوری اشتباهات بزرگ گذشته، انسانیت را از تکرار (لااقل عمدی و اختیاری) آن ها باز دارد. به علاوه تاریخ تجربه گذشته را به تجربه کنونی   می افزاید و زندگی را پرمایه تر می کند. اتکا بر تجارب گذشته غالباً اخذ تصمیم را در زندگی روزانه آسان می کند و چونان چراغی برای راه آینده ما عمل می نماید.

حس تاریخی لازمه ی حیات و بقای ملت ها به شمار می آید. هر ملتی با اتکا به شخص ها،     حماسه ها، کتاب ها، شعرها، یادآوری خطرات و صدمات گذشته، بزرگداشت پیروزی ها و تجلیل از قهرمانان و ... هم در شکل گیری این حس و هم در تقویت هر چه بیش تر و مداوم آن می کوشد. ملت ما و دیگر ملت های بزرگ جهان به اتکای همین حس تاریخی است که در تاریخ دوام آورده اند و در برهه هایی، صاحب آوازه و افتخار شده اند. تضعیف این حس را باید خطری جدی در حیات عالی هر کشور دانست.

اهمیت تاریخ از دیدگاه حضرت علی (ع)

1ـ از آثار گذشتگان، برای شما عبرت ها بر جای مانده است. [علی (ع)]

2ـ ای فرزند گرامی، اگر چه من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده اند نزیسته ام، اما چندان در کارهایشان نگریسته ام که همچون یکی از آنان شده ام، بلکه بر امورشان آگاهی یافته ام که گویی با اولین آن ها تا آخریشان زیسته ام. پس در این سیر و تأمل، کردار پاکیزه را از آلوده باز شناختم و سود را از زیان دریافتم. [حضرت علی (ع) خطاب به امام حسن (ع)]

 

تاریخ از دیدگاه بزرگان

1ـ تاریخ هرگز تکرار نمی شود چرا که تکرار آن در معنی بازگشت زمان های سپری شده و تمام لوازم و تعلقات آن خواهد بود. اما انسان که به تعبیر قرآن ظلوم جهول است همواره دوست دارد هر راه حل را و گر چند به بن بست رسیده باشد دوباره تجربه کند یعنی خطاهای گذشته را دوباره مرتکب     می شود، با این پندار که چون از دست او صادر می شود دیگر خطا نیست و تکرار خطا را تکرار تاریخ می پندارد. [دکتر زرین کوب]

2ـ انسان تاریخی انسان عزیزی است، وجدانش بیش تر عاطفی است. [هگل]

3ـ خدا انسان را آزاد گذاشته تا تاریخ خود را بسازد و نقش خدا، در تاریخ فرستادن پیام آوران خود یعنی پیامبران است که آن ها هم وظیفه دارند انسان را آگاه سازند که خدایی هست و از خطا باز دارد. [اریک فروم]

4ـ مورخ مانند بازپرس است که برای قاضی تاریخ مدرک جمع آوری می کند، و قاضی همان نوشته و یا کتاب تاریخ است. [توماس کارلایل اسکاتلندی]

5ـ خواندن تاریخ حس میهن پرستی را در مردم یک کشور برمی انگیزد. [رومن گیرشمن]

6ـ تاریخ دنیا به هم پیوسته و یک لحظه قطع نمی شود و در یک حالی هر لحظه آن نیز مستقل است هیچ واقعه ای تکرار نمی شود و مشابه و نمونه ندارد. آری، تاریخ تکرار مکررات هست ولی بر خلاف تصور قبلی هرگز تکرار نمی شود. هر واقعه ای در تاریخ منحصر به فرد است زیرا تنها در یک زمان، و تنها در یک مکان و توسط انسان های معلومی به وجود آمده که دیگر وجود ندارد.       [دکتر باستانی پاریزی]

7ـ اخبار تاریخی احکام نیست، بلکه اظهاراتی مثبت یا منفی درباره رویدادهاست. این اظهارات به نفسه ممکن است درست یا نادرست باشد. این تعریف دستوری و منطقی آن هاست. شیوه انتقادی به این اظهارات باید با این پرسش آغاز شود که آیا وقوع چنین رویدادهایی ممکن بوده است یا نه، و این پرسش، باید مقدم بر هر چیز باشد، زیرا همین که عدم امکان وقوع حوادث محرز گردید انتقاد از مراجعی که آن ها را نقل کرده اند بی فایده است. از این رو در حالی که علم حدیث دامنه ی خود را به جرح و تعدیل اخبار محدود می کند، تاریخ باید، هم تحقیق درباره طبایع حوادث و هم جرح و تعدیل را در مورد اخبار به کار ببرد. [ابن خلدون]

8ـ   یکی بر تربتی فریاد می کرد               که اینان پادشاهان جهانند

      بگفتم تخته برکن زگورش                 ببین تا پادشه یا پاسبانند

      بگفتا برکندن چه حاصل                   همین دانم که مشتی استخوانند       [سعدی]

 

 

 

 

 

 

تاریخ از دید قرآن

قرآن رویکردی جدی و گسترده به تاریخ دارد. با مطالعه ی مجموع آیات قرآن می توان این رویکرد را در دو سطح متفاوت اما مرتبط با هم تشخیص داد. در یک سطح، در خصوص امت های سابق و رویدادهای تاریخی، آیاتی وجود دارند که نشان دهنده دیدگاه خاص قرآن نسبت به تاریخ هستند و در سطح دیگری، مجموع آیاتی نازل شده اند که انسان ها را به مطالعه تاریخ دعوت می کنند  و راه را برای استنباط های بشری از تاریخ می گشایند.

در سطح نخست که چیزی حدود یک سوم کل آیات قرآن را شامل می شود. این کتاب آسمانی با گفتمان خاصی حوادث و رویدادهای تاریخی را باز می گوید و تجزیه و تحلیل می کند. آن جا که از اقوامی همچون عاد ـ ثمود ـ لوط ـ تُبع (قوم پادشاه یمن) یأجوج و ماجوج ـ بنی اسرائیل ـ روم و ... از اولیاء و انبیای الهی مانند نوح ـ هود ـ صالح ـ شعیب ـ ابراهیم ـ موسی ـ عیسی ـ یوسف و ...      از احوال پادشاهان و بزرگانی هم چون طالوت ـ ذی القرنین ـ لقمان حکیم. ستمگرانی هم چون فرعون و ... در همه و همه به روایت خاص خود از تاریخ پرداخته است. و در سطح دوم که قرآن انسان ها را به مطالعه تاریخ دعوت کرده است چهارده بار (هفت بار به صورت امر و هفت بار به صورت استفهام انکاری که بار تأکیدی شدیدی دارد) و در هر بار تقریباً با یک مضمون انسان ها را به گردش روی زمین (سیروا فی الارض) و مطالعه در احوال امت های سابق دعوت کرده است به عبارت دیگر به انسان امکان می دهد با عقل خود و با روش ها و بینش های متعدد و متکثر که در طول زمان شکل می گیرند به مطالعه تاریخ بپردازد و با تعقل و تفکر در حوادث و رویدادهای تاریخی، زمینه تحول معنوی را در خود به وجود آورد. قرآن با بیانی زیبا، حوادث پیامبران و امت های سابق را بازگو      می کند تا انسان ها از آن درس عبرت بگیرند. از نظر قرآن، عبرت آموزی از حوادث گذشته برای رسیدن به درجه ای متعالی تر است. در یک نتیجه گیری کلی باید گفت، از منظر قرآن تاریخ علمی است که از روابط اجتماعی انسان ها سخن به میان می آورد و به دلیل تأثیر شگرفی که در هدایت انسان به سوی صراط مستقیم دارد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از این رو، قرآن حجم    گسترده ای از آیات خود را به گزارش رویدادهای تاریخی و شرح حال امت ها و پیامبران سابق و دعوت انسان ها به مطالعه تاریخ اختصاص داده است. این نگاه جدی قرآن به تاریخ به ما تفهیم     می کند که تاریخ بر خلاف تصور عامه ی انسان ها، جنبه ی تفننی و سرگرمی ندارد هم چنین، وسیله ای برای زنده کردن افتخارات گذشته نیست بلکه منبع شناخت، عبرت آموزی و هدایت انسان است که اگر آگاهانه و بدون غرضی به کار گرفته شود می تواند مایه ی سعادت انسان گردد.

 

تاریخ مهارت و مشاهده

الف) مهارت: راه درست رسیدن به دانستنی ها مهارت نام دارد.

معلم در کلاس وظایفی را بر عهده دارد که اگر بدان ها عمل کند افرادی تربیت می شوند که توانایی استفاده از امکانات را پیدا خواهند کرد، می توانند درست بیندیشند، تصمیم بگیرند و عمل کنند. از مهم ترین وظایف یک معلم آگاه و ... پرورش مهارت های لازم به دانش آموختگان خویش است پرورش مهارت ها و حتی در موارد خاص ایجاد آن در دانش آموزان به عنوان یک اصل مهم  اساسی و پذیرفته شده می باشد. چرا که این مهارت ها می توانند در همه ابعاد روحی، روانی، جسمی و ... یک انسان تأثیرگذار باشد. از جمله :

1ـ خلاقیت ها؛ 2ـ اندیشه و تفکر؛ 3ـ قدرت تصمیم گیری؛ 4ـ مقابله با استرس ها، ترس ها، هیجانات و ...؛ 5ـ و از همه مهم تر درست زندگی کردن

ب) مشاهده و تاریخ: یکی از متداول ترین روش هایی که برای شناخت و جمع آوری اطلاعات به کار می رود مشاهده نام دارد. مشاهده اولین قدم جهت یادگیری، هشیار شدن، اندیشیدن و ...      می باشد باید بدانیم که در مشاهده موادی است که چیزی را لمس کنیم، ببینیم، درک کنیم یا به صورتی علمی ـ عمقی دقیق همراه با تفکر و تدبر. بسیارند افرادی که می بینند اما در حقیقت مشاهده نمی کنند. چون صرف دیدن مشاهده نمی باشد بلکه ماوراء آن قوه تعقل است که از  مشاهده پذیرها، راه استفاده صحیح را بیابد.

درس تاریخ یکی از دروسی است که در آن می توان از مشاهده استفاده کرد اما قبل از آن ذکر 2 نکته لازم است:

مرحله اول: باید دانش آموز را در جهت صحیح هدایت کنیم این که چشمی بینا و گوشی شنوا داشته باشد از هیچ واقعه ای ـ نکته ای ـ جریانی ـ موردی و ... به سادگی نگذرد یاد بگیرد که واقعاً ببیند، بشنود و ...

مرحله دوم: در این مرحله مشاهده یکی از ابزارهای علمی است که با درجات اهمیت خویش به کار برده می شود. در علم تاریخ مشاهده جنبه کاربردی دارد و یکی از مهم ترین ابزارهایی است که     می تواند نقش مهمی در ایجاد فضایی وسیع جهت جولان اندیشه و تفکر داشته باشد.

مشاهده پذیرها در تاریخ به 2 دسته تقسیم می شوند:

الف) مشاهده پذیرهای اولیه، ب) مشاهده پذیرهای ثانویه.

الف) مشاهده پذیرهای اولیه:  اـ الواح گلی؛  2ـ کتیبه ها،  3ـ سکه ها، 4 ـ بناها،  5ـ تذکره ها،     6ـ سیره ها،  7ـ زندگی نامه ها،  8ـ سفرنامه ها.

ب) مشاهده پذیرهای ثانویه: 1ـ آرشیوهای تخصصی و مدون،  2ـ عکس ها ـ اسلایدها،               3ـ رسانه های گروهی،  4ـ موزه ها،  5ـ نمودار ـ نقشه ـ تصاویر ... .

معلم و مورخ تاریخ جهت شناخت یک دوره تاریخی ملزم به رجوع و بازبینی آن چه در گذشته بوده و می باشد و معلم تاریخ ناگزیر از داشتن نگاهی وسیع در این فضای بیکران اطلاعات است. شاید نگاهی دقیق تر تمام معادلات و تفاسیر قبلی را به هم بریزد. اما این نگاه زمانی ارزش پیدا می کند که دانش آموخته تاریخ نیز بدان دست یابد.

مشاهده رفتاری: سازندگان تاریخ، انسان ها هستند اما در مشاهده مدارک و اسناد تاریخی کم تر به رفتار سازندگان آن توجه شده است. چگونه می توان از تأثیر شگفت آور فردی بر روند تاریخ غافل بود چه بسا که در یک دوره با وضعیت مشابه وجود تفاوت های فردی نتایجی کاملاً متفاوت ایجاد کرده است مثلاً مقایسه دوران هخامنشیان، کوروش و داریوش.

مراتب مشاهده در تاریخ: همیشه نمی توان به آن چه دید و مشاهده کرد اعتماد داشت چرا که خود مشاهده مراتبی دارد. مشاهده می تواند مستقیم باشد یا غیرمستقیم استنباطی باشد و متغیر یا اثبات شده باشد و ثابت تبلیغی باشد سطحی، واقعی باشد یا عمیق مقطعی باشد و محدود، فراگیر باشد یا نامحدود شخصی باشد و یا گروهی و ...

اما آن چه در تاریخ بیش ترین را به خود اختصاص داده مشاهده غیرمستقیم است هنر یک معلم این است که عالمی واقعی ایجاد کند و بدان چه باید دست یابد.

 

مشکلات دانش آموزان در ارتباط با تاریخ و دلیل بی علاقگی به این درس

با توجه به مقدماتی که ذکر شد می توان نتیجه گرفت که مطالعه تاریخ برای دانش آموزان ضروری می باشد. هم چون دروسی مانند ادبیات ـ ریاضی ـ فیزیک و ...

از جمله عواملی که موجب بی علاقگی در بین دانش آموزان می باشد را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

مشکلات کتاب که از آن جمله:

  1. می توان به تکراری بودن مطالب اشاره کرد از آن جا که دروس تاریخ معاصر از دوران ابتدایی سال پنجم و سوم راهنمایی تکرار شده است برای دانش آموز جنبه تکراری دارد و جذابیت خود را از دست داده است.
  2. حجم کتاب های درسی.
  3. متن صحیح و نارسا بودن مطالب.
  4. ساعت کم در امر تدریس تاریخ مانند کتب رشته انسانی.
  5. کتاب تاریخ معاصر بین دانش آموزان سوم تجربی و ریاضی و رشته های فنی باید یکی باشد در صورتی که دانش آموزان فنی در سطح پایین تری قرار دارند.
  6. نهایی نبودن درس تاریخ معاصر برای سال سوم که نشانه بی اهمیتی این درس برای    دانش آموزان می باشد.

و مشکلات نوع دوم که عبارت است از:

  1. استفاده از دبیران غیرمتخصص در امر تدریس.
  2. وضعیت کلاس درس و نبود امکانات از جمله اتاق تاریخ و یا وسایل کمک آموزشی.
  3. برنامه ریزی غیر صحیح از جمله تدریس این درس در آخر هفته و یا ساعت آخر مدرسه.  
  4. در بعضی از مدارس دروسی مانند تاریخ معاصر ارائه نمی شود و نمراتی به دلخواه برای   دانش آموز در نظر گرفته می شود.  
  5. کتاب را به شکل جزوه و یا به صورت پرسش و پاسخ در آوردن از جمله مسائلی می باشد که باید در تدریس تاریخ به آن توجه کرد.

لذا می بایست سعی شود درس تاریخ از جنبه تکراری خارج و برای هر دو یا از مدرسه بخش هایی جداگانه از تاریخ در دروس گنجانده شود که تا بتواند در ضمن تازگی جذابیت بیش تری برای    دانش آموزان داشته باشد و این دروس جنبه کاربردی داشته باشد. از انواع روش ها و از خود     دانش آموزان در امر تدریس استفاده کرده، کلاس درس از حالت سخنرانی و معلم محوری خارج و به یک کلاس فعال و پویا تبدیل شود که موجب ایجاد علاقمندی و لذت می شود.

روش های تدریس به دو دسته تقسیم می شوند: الف ـ روش تاریخی (سقراطی)، ب ـ روش نوین.

الف) روش تاریخی یا سقراطی مبتنی بر سؤال و جواب است که نشان دهنده خطای مخاطب تا کشف حقیقت است. در این روش معلم سؤال می کند و شاگرد جواب می دهد و معلم آن را بسط و گسترش می دهد. ویژگی های این روش: 1ـ کنکاش و جستجو درباره مسأله مورد نظر، 2ـ معلم سؤال می کند و شاگرد اطلاعات گذشته خود را سازماندهی می کند و این استفاده از تجربه و دانش گذشته باعث می شود که نظم منطقی در دانسته ها ایجاد شود، 3ـ بحثی (دیالکتیک) که استقرایی نیز هست یعنی از جزء به کل، که منطقی و علمی هم هست. مشکلات این روش: الف) تعداد باید محدود باشد، ب) با تعداد زیاد نمی توان آن را پیاده کرد. و روش سقراطی بیش تر در خانواده مؤثر است.

نظام مکتبی: عمده ترین هدف این روش باسواد شدن فراگیران است و قبل از اسلام ظاهراً وجود نداشته. در جامعه ما مکتب خانه و معلمین خصوصی بیش تر بودند و بیش تر اعیان زاده ها در آن تحصیل می کردند و نظامیه ها بیش تر شکل دانشگاهی دارند و ساختی فراتر از مکتب خانه ها دارند و در بخش حوزوی جا می گیرند. و در مکتب خانه ادبیات ـ مثنویات کلیله و دمنه ـ عربی ـ اخلاقی (معراج السعاده «ملا احمد نراقی») تدریس می شد.

1) مکتب خانه سنی بود: یعنی کودکان 6 تا 10 سال در آن تحصیل می کردند و ممنوعیت سنی هم وجود نداشته .

2) شروع: هر فرد هر زمانی می توانست شروع کند و مدت تحصیل هم به استعداد دانش آموزان بستگی داشته است و آزادی هم در آن وجود داشت.

3) تأکید بر خوب نوشتن: کسانی که در آن جا تحصیل می کردند دارای خط زیبایی بودند.

ب) روش های نوین شامل: 1ـ توصیفی، 2ـ سخنرانی، 3ـ اکتشافی، 4ـ حل مسأله، 5ـ مباحثه،      6ـ پرسش و پاسخ، 7ـ واحد کار یا پروژه، 8ـ نمایش، 9ـ ایفای نقش، 10ـ گردش علمی،            11ـ همیاری، 12ـ فنون تربیت.

با توجه به مطالب ذکر شده می توان درس تاریخ را خوشایند کرد به شرط آن که:

1ـ از روش ها و الگوهای متناسب برای تدریس استفاده کرد (مانند ایفای نقش) و یا از روش های جدید امروزی (استفاده از تخته های هوشمند ـ CD آموزشی و وسایل کمک آموزشی مانند نقشه و عکس).

2ـ استفاده از خود دانش آموزان در امر تدریس، حضور فعال کلاس در امر تدریس.

3ـ کاربردی کردن این درس.

4ـ استفاده از مطالب تکراری در دوره های مختلف.

5ـ برنامه ریزی مناسب هفتگی در مدرسه.

6ـ استفاده از نیروهای متخصص.

7ـ پرهیز از سؤال و جواب و یا جزوه نمودن کتاب درسی.

8ـ توجه به میزان علاقه و تفاوت های فردی.

9ـ استفاده از حیطه های مختلف در طراحی سؤالات.

10ـ استفاده از پیش مطالعه قبل از درس.

11ـ خط کشیدن زیر نکات مهم.

12ـ استفاده از انواع سؤالات.

13ـ اختصاص یک کلاس به عنوان اتاق تاریخ.

14ـ جلوگیری از حفظ مطالب درسی.

15ـ ما می بایستی این موضوع را برای دانش آموزان روشن کنیم که مطالعه تاریخ توجه به گذشته و هویت هر ملتی می باشد. و هر چه شناخت گذشته بیش تر و عمیق تر باشد موفقیت در آینده    بیش تر خواهد بود مانند یک خط که اگر بخواهیم طول پرش ما بیش تر باشد می بایست دورخیز بیش تری داشته باشیم و تاریخ هم همین گونه است.

امید است که بتوانیم با توجه به اهمیت و فواید تاریخ و استفاده از روش ها و الگوهای ذکر شده   دانش آموز فعال و موفق تری داشته باشیم.

 

الگوی روش تدریس استاندارد

برخی از انواع الگوها و روش های تدریس متداول:

1ـ الگوهای اجتماعی: الف) یاری در یادگیری،  ب) تفحص گروهی، ج) ایفای نقش، د) کاوشگری به شیوه محاکم قضایی (الگوی قضاوت عملکرد).

2ـ الگوی پردازش اطلاعات: الف) الگوی استقرایی، ب) دریافت مفهوم، ج) کمک به حافظه،           د) پیش سازمان دهنده،  هـ) کاوشگری عملی،  ز) بدیعه پردازی.

3ـ الگوهای انفرادی: الف) الگوی غیرمستقیم، ب) افزایش عزت نفس.

4ـ الگوهای رفتاری: الف) الگوهای تسلط یاب، ب) آموزش مستقیم، ج) شبیه سازی، د) یادگیری اجتماعی، هـ) تقویت انجام وظیفه

 

 

1) روش تدریس تحقیقی (کاوشگری یا الگوی حل مسأله)

مراحل اجرای الگو: 1ـ مواجهه با مسأله، 2ـ جمع آوری اطلاعات، 3ـ فرضیه سازی، 4ـ فرضیه آزمایی، 5ـ نتیجه گیری، 6ـ تصمیم.

2) روش تسلط یاب (تسلط یعنی هم بازده مطلوب و هم سطح قابل قبولی از عملکرد)

هدف اساسی سوق دادن فراگیران به سطح رضایت بخشی از یادگیری و مهارت است.

مراحل اجرای الگو: 1ـ آماده سازی درس، 2ـ ارائه درس، 3ـ تمرین منظم، 4ـ تمرین هدایت شده،  5ـ تمرین مستقل.

 

 

3) روش تدریس ساخت گرایی

اهداف اساسی الگو: 1ـ وادار کردن فراگیران به تجزیه و تحلیل و تفکر درباره خود و محیط، 2ـ پدید آوردن دانش بر مبانی تجارب شخصی، ساخت های ذهنی و باورها، 3ـ کمک به فراگیران در تجسم معناداری از دنیای بیرونی به جای تلاش برای مجسم کردن یک واقعیت بیرونی توسط معلم.

مراحل اجرای الگو: 1ـ کاوش (جستجوی راه هایی برای دانش سازی)، 2ـ تشریح (تعامل معلم با فراگیران توأم با در میان گذاشتن اندیشه های شکل داده شده)، 3ـ گسترش (کمک به فراگیران در پیراسته کردن اندیشه ها)، 4ـ ارزشیابی (آگاهی از کیفیت تفکرات توأم با ارزشیابی از میزان تسلط بر مهارت ها).

4) روش تدریس پیش سازمان دهنده (روش سنتی)

رایج ترین روش تدریس در کشورهای جهان سوم در حال حاضر این روش می باشد. در این روش فراگیران اصلاً فعال نیستند و تنها معلم فعال است.

اهداف اساسی الگو: 1ـ ایجاد آمادگی ذهنی برای دریافت مطالب درسی از طریق یک ساخت سازمان یافته، 2ـ دست یابی به یادگیری معنادار (در این الگو اگر معلم مطلب جدید را در ارتباط مطلب قبلی مطرح کند یادگیری معنادار خواهد بود.)

مراحل اجرای الگو: اـ ارائه پیش سازمان دهنده (برای ارائه مطلب جدید از اطلاعاتی که فراگیران قبلاً کسب کرده اند کمک می گیریم)، 2ـ ارائه مواد یادگیری یا مطلب درسی، 3ـ استحکام بخشیدن به سازمان یا ساخت شناختی.

5) روش تدریس یادسپاری

مراحل اجرای الگو: 1ـ توجه به مطالب از طریق هدایت دانش آموزان با خط کشیدن زیر مطالب اصلی، فهرست کردن و ... به متن درس جلب کند، 2ـ ایجاد ارتباط (دانش آموزان ترغیب می شوند از کلمه، اتصال کلمه و ... بهره گیرند)، 3ـ افزودن به تصاویر حسی، 4ـ تمرین یادآوری.

6) روش تدریس بدیعه پردازی یا نوآفرینی

مراحل اجرای الگو: 1ـ توصیف شرایط موجود (در این گام معلم از فراگیران می خواهد که به توصیف و تشریح شرایط موجود بپردازند)، 2ـ قیاس مستقیم (یعنی مقایسه دو یا چند چیز و تعیین تفاوت ها و تشابهات آنان با یکدیگر)، 3ـ قیاس شخصی (معلم از فراگیران می خواهد بین خود با مفهوم مورد نظر همسویی و همدلی ایجاد کنند و احساسات و تمایلات خود را بیان کنند)، 4ـ تعارض فشرده (توصیف مفهوم در دو کلمه ضد و نقیض است) قیاس مستقیم و شخصی مجدد.

7) روش تدریس مبتنی بر نظریه فراشناخت

مراحل اجرای الگو: 1ـ آماده سازی: در این مرحله معلم تلاش می کند تا فراگیران را ترغیب کند تا دسته فعالیت های ذیل را انجام دهند. الف) تصمیم گیری درباره هدف، ب) پیش بینی روش حل مسأله و انتخاب راهبرد، ج) بررسی دانش پیشین مورد نظر.

2ـ نظم دهی (یعنی ارتباط بین مطالب قبل و مطالب تازه).

3ـ ارزشیابی (در این مرحله معلم، فراگیران را وادار می کند تا درباره یادگرفته های خود قضاوت کنند و عملکرد خود را ارزشیابی کنند).

8) روش تدریس ایفای نقش

مراحل اجرای الگو: 1ـ آماده کردن گروه، 2ـ انتخاب شرکت کنندگان بازی نقش، 3ـ صحنه سازی یا صحنه آرایی، 4ـ آماده کردن تماشاگران، 5ـ اجرای بازی، 6ـ بحث و ارزشیابی، 7ـ اجرای دوباره بازی نقش، 8ـ بحث و ارزشیابی، 9ـ تصمیم و ارائه تجارب به دیگران و موقعیت های دیگر.

9) روش تدریس قضاوت عملکرد (کاوشگری به شیوه محاکم قضایی)

مراحل اجرای الگو: 1ـ تشکیل گروه ها به صورت تصادفی. 2ـ تعیین موضوع یا فعالیت عملی توسط معلم. 3ـ فراگیران به صورت فردی در هر گروهی، آن فعالیت را انجام می دهند. 4ـ در هر گروهی، فراگیران به صورت گروهی در مورد معیارهای انجام آن فعالیت، بحث و تبادل نظر می کنند.         5ـ هر گروهی معیارهایش را در کلاس برای سایر گروه ها ارائه می دهد اما توجه شود که پس از گروه اولی، گروه های بعدی معیارهای تکراری را نمی خوانند. 6ـ گروه ها، معیارهای یکدیگر را در کلاس قضاوت و ارزشیابی می کنند. 7ـ معلم استاندارهای خارجی را ارائه می دهد. 8ـ هر گروهی فعالیت های خودش را در اختیار اعضای گروه دیگر قرار می دهد. 9ـ هر گروهی بر اساس استانداردهای خارجی فعالیت یکدیگر را قضاوت و ارزشیابی می کنند. 10ـ فعالیت ها به فراگیران برگشت داده می شود. 11ـ فراگیران در هر گروهی هنگام ارزشیابی پاسخگو یا مدافع خواهند بود.

10) روش تدریس اعضای تیم

مراحل اجرای الگو: 1ـ تشکیل گروه ها (فراگیران به طور تصادفی به گروه های چند نفری تقسیم   می شوند)، 2ـ تعیین شماره برای هر یک از اعضای گروه (تیم)، 3ـ مشخص کردن هر یک از   قسمت های متن درس، 4ـ مطالعه فردی، 5ـ نظارت معلم بر گروه ها، 6ـ تشکیل گروه های جدید (شماره های مشابه هر گروهی با یکدیگر گروه جدیدی را تشکیل می دهند مثلاً 1 با هم ـ        شماره های 2 با هم و ... ، 7ـ بحث و تبادل نظر گروهی (اعضای هر گروه جدیدی در مورد قسمت مشترک بحث می کنند)، 8ـ نظارت مستمر معلم بر گروه ها، 9ـ بازگشت به گروه های قبلی (هر یک از اعضا به گروه های قبلی خود باز می گردند)، 10ـ تدریس فردی (در هر گروهی تک تک اعضا به ترتیب شماره، مطالب را برای سایر اعضای گروه تدریس می کند)، 11ـ ارزشیابی از فراگیران توسط معلم، 12ـ ارائه کلید یا پاسخنامه (فراگیران به آزمون خود نمره می دهند)، 13ـ تفسیر نمرات (فراگیران در هر گروهی ـ در مورد آزمون و نمرات خود بحث و نقاط ضعف و قوت خود را مشخص می کنند)، 14ـ نتیجه گیری توسط معلم.

 

 

 

 

روایتگری سنتی تاریخ در جامعه ی ایرانی و امکان بهره گیری از آن در آموزش تاریخ

تا پیش از آن که آموزش های رسمی همگانی متداول شود و رسانه ها همه کس و همه جا را زیر پوشش و تأثیر خود بگیرند، در جامعه ی ایرانی، افراد و فعالیت های فرهنگی خاصی وجود داشتند که وظیفه ی آموزش تاریخ را برای همگان انجام می دادند؛ از جمله:

1ـ نقالان: به کسی که در قهوه خانه ها و مجالس مشابه آن، داستان های شاهنامه را برای مردم   می خواند.

2ـ گوسان ها: در جامعه ی قدیم ایرانی و به احتمال پیش از مکتوب شدن حماسه ها، اشخاصی موسوم به گوسان وجود داشتند که روایتگر داستان های تاریخی و پهلوانی بودند.

3ـ خنیاگران: خنیاگر، به داستان سرایی می گفتند که با بهره گیری از موسیقی، داستان های حماسی را به صورت تصنیف برای مردم می خواند.

4ـ مرشدهای زورخانه: از گذشته تاکنون، مرشدهای زورخانه ها با بهره گیری از صدای خوب و رسای ضرب، اشعاری را که جنبه ی تربیتی داشت، برای ورزشکاران می خوانند. آن ها داستان های پهلوانی شاهنامه را هم با ضرب برای مردم بازگو می کنند.

5ـ درویش های دوره گرد: تا چند دهه ی قبل، درویش هایی با کشکول در کوچه و بازار         می گشتند و با صدای گیرا و لباسی جالب، اشعاری در مدح علی (ع) می خواندند.

6ـ روضه خوان: از گذشته تا امروز همواره کسانی بوده و هستند که با روضه خوانی تاریخ، روزگار ائمه (ع) و وقایعی را که بر آن ها گذشته است، بازگو می کنند.

7ـ مناقب خوانان: در قرون گذشته، گروهی طرف دار اهل بیت وجود داشتند که در ذکر فضایل علی (ع) و خاندانش شعر می سرودند و مداحی می کردند.

8ـ شعرا: تا پیش از دوره ی جدید، در مناسبت ها و اعیاد گوناگون، شاعران سروده هایشان را  درباره ی یک شخصیت تاریخی اعم از دینی یا ملی عرضه می کردند.

9ـ سووشون: در جامعه ی قدیم ایرانی، مراسمی به یاد سیاوش، شاهزاده مقتول ایرانی، برگزار    می شده است که بدان سیاوشان یا سووشون می گفته اند.

10ـ قصه خوانان: در گذشته که کتاب اندک بود و فقط به صورت دستی نوشته می شد، قصه یا به طور کلی مضامین ادبی بیشتر به صورت شفاهی انتقال می یافت.

11ـ دفترخوانان: به مانند قصه گوها، کسانی هم بوده اند که از مجموع داستان های تاریخی، دفتری (گزیده ای) فراهم می ساختند. سپس با حضور در مجالس عمومی یا منازل مردم، برای آن ها از روی دفتر قصه گویی می کردند.

12ـ عاشیق ها: در آذربایجان، داستان گوهایی با استفاده از تار و صدای خوب و رسا، اقدام به خواندن اشعار می کردند.

13ـ بخشی ها: در شمال خراسان و میان ترکمانان، افرادی وجود داشتند که با استفاده از ساز دوتار نوازندگی می کردند و به همراه آن کار خواندن را هم انجام می دادند.

14ـ شبیه خوانان: کسانی را که در نمایش های مذهبی تعزیه شرکت می کنند، شبیه خوان      می نامند. آن ها با بهره گیری از هنر نمایش که نوع خاص مذهبی آن را تعزیه می نامند وقایع مربوط به نهضت امام حسین (ع) را بازگو می کنند.

15ـ پرده خوانان: یکی از شیوه های انتقال مضامین تاریخی، دینی و ملی، پرده خوانی بوده است.

16ـ پهلوانان دوره گرد: در سال های گذشته، پهلوانان دوره گردی وجود داشتند که از یک آبادی به آبادی دیگر می رفتند و با انجام کارهای ورزشی و نمایشی، اقدام به شاهنامه خوانی یا ذکر مناقب مولای متقیان می کردند.

17ـ شرح نقش برجسته ها و نقاشی ها: در ایران باستان، ایجاد نقش برجسته، بر سینه ی   صخره ها یا با استفاده از گچ کاری رایج بوده است.

از نکات جالب توجه شیوه های نقل شفاهی تاریخ برای همگان آن است که:

1. این آموزش ها برای همگان و بدون هیچ محدودیت سنی، جنسی، طبقاتی و شغلی و به صورت رایگان بوده است.

2. هیچ محدودیت موضوعی برای آن مطرح نبوده و محتوای روایت در چارچوب فرهنگ مورد قبول و رایج جامعه شکل می گرفته است.

3. قضاوت ها، ارزش ها و اهداف ناظر بر این نقالی ها، برخاسته از روح جمعی و هم گرایی اجتماعی و فرهنگی، و فارغ از تعارضات احتمالی درونی جامعه بوده است.

4. روایتگران در شیوه ی ارائه و گزینش عناصر روایت، آزادی عمل کامل داشته اند و موضوع و طرح روایت خود را متناسب با زمان و مکان در نظر می گرفتند. این شیوه ی عمل آزادانه، قابلیت انطباق و انعطاف بسیاری به آنان می داد.

5. شنوندگان به اختیار و انتخاب خویش گرد روایتگران جمع می شدند و الزام و اجبار و امتحان و تحمل هزینه و هر آن چه که بر زور و فشار و امثال آن مبتنی باشد، در کار نبوده است.

6. در روایتگری سنتی جامعه ی ایرانی، راوی و شنوندگان چهره به چهره با هم در تماس بودند و همگان از حضور در جمع تأثیر می پذیرفتند.

حال اگر مشکلات درس تاریخ مانند بی میلی دانش آموز، کسالت بار بودن بعضی از ساعات، فاقد جنبه ی ذوقی بودن بعضی از مواد درسی و نظایر آن را در نظر بگیریم، ابعاد مثبت تری از روایتگری سنتی در نظر خواهد آمد. در بعضی از کشورها، سطوح پایین آموزش رسمی تاریخ، فقط به صورت شفاهی و بدون تکلیف و کتاب و امتحان است. حتی سعی می شود از فیلم، سریال، نمایش، کارناوال و موسیقی برای آموزش تاریخ استفاده شود و نیز بازدید از آثار باستانی و موزه ها و یادمان ها به صورت مداوم صورت گیرد.

 

7 قاعده برای آموزش مؤثر و پرنشاط درس تاریخ

 

1ـ قاعده ی اول: اشتیاق

ایجاد اشتیاق اولین و مهم ترین شیوه برای آوردن نشاط به هر کلاسی است. حتی اشتیاق خود شما برای موضوع درس و آموزش آن کلید موفقیت است. هرگونه فقدان نشاط، برای دانش آموزان غیرقابل قبول است. اما اشتیاق چیست؟ این واژه (enthusiasm) که ریشه اش به یونان باستان برمی گردد به معنای ایجاد شور و حال در شماست. به عبارت دیگر اشتیاق آن حالتی است که شور و شوق را برانگیزاند. آموزگاران باید برانگیخته شوند و دانش آموزانشان را نیر برانگیزانند. برای برانگیخته شدن، شما باید به آن چه تدریس می کنید عشق بورزید. لازم است که موضوع درستان را بشناسید و هر روز در مورد آن مطالب بیش تری بیاموزید و آن چه را تدریس می کنید بخشی از وجودتان سازید. هنگامی که دانش آموزانتان این کیفیت را ببینند و درک کنند خودشان برانگیخته و نسبت به آموختن تاریخ مشتاق می شوند.

2ـ قاعده ی دوم: به کتاب یا جزوه ی درسی کم تر تکیه کنیم

شمار بسیار زیادی از کتاب ها و جزوه های درسی تاریخ مبهم، کسل کننده و بی شور و حال هستند. ما به واقع نمی توانیم جزوه را به تنها منبع خود نیز مبدل سازیم. اجازه دهیم کتاب و جزوه، طرح کلی دوره ی آموزشی را تعیین کند و ما با استفاده از دیگر منابع، به ویژه منابع دست اول، تدریس کنیم. بهترین منابع تاریخی را که لذت مطالعه را ایجاد می کنند برگزینیم.

 

 

3ـ قاعده ی سوم: از منابع دست دوم مناسب استفاده کنیم

منابع دست دوم برای قرار گرفتن در موقعیت اصلی و ایجاد حس منابع دست اول در شما نقشی اساسی دارند. اگر چه ممکن است شما وقتی را به این گونه منابع اختصاص دهید یا ندهید، اما  وظیفه ی ما به هر حال، آماده سازی دانش آموزانمان به وسیله ی ارائه پس زمینه ای برای درک منابع دست اول است؛ منابع دست دوم این چارچوب کاری و یا اوضاع و احوال را فراهم می آورند.

4ـ قاعده ی چهارم: به مسائلی توجه کنیم که امروز اتفاق می افتد

نگاه به تاریخ به عنوان روایت جنگ ها، نبردها، پادشاهان و رؤسای جمهور را رها کنیم و به مسایلی چون نژاد، طبقه و جنسیت فکر کنیم. امروزه این مسایل بسیار بیش تر در زندگی ما نقش دارند. جنسیت و جغرافیا یا مکان به یک اندازه اهمیت پیدا کرده اند و با این مسایل است که ما خودمان را می شناسیم. چنان چه ما می خواهیم تساهل را آموزش دهیم ناچار خواهیم بود تا احترام به نژادها، طبقات و جنسیت ها را یاد بدهیم. برای دانش آموزان دبیرستانی بالاتر، ما شاید بتوانیم چگونگی پدیدار شدن این مقوله را نیز تبیین کنیم.

5ـ قاعده ی پنجم: از تاریخ محلی به میزان فراوانی برای آموزش تاریخ استفاده کنیم

برخی روایدادهای تاریخی، چنان چه دانش آموز بتواند نمودی محلی از آن ها ببیند، می توانند اثری بسیار عمیق تر بر او بگذارند. بازسازی ری که دچار زمین لرزه شده است و یا حفاری که در این مکان انجام شده است. لذا دانش آموزان را به ارتباط برقرار کردن با گذشته وا می دارد. این چهره های تاریخی، فرهنگ واقعی بشر در ناحیه ای هستند که ما تدریس می کنیم. من تضمین می کنم که دانش آموزان با این شیوه دوره ی بازسازی را خیلی بهتر از این که اگر آن ها را فقط در جزوه های درسی مطالعه می کردند به یاد خواهند آورد؛ یا این که از دانش آموزان بخواهید روایت های مربوط به دوره ی بازسازی را در روزنامه های محلی مطالعه کنند.

6ـ قاعده ی ششم: از موسیقی [سرود]  و فیلم برای تحریک آن دسته از احساسات که با مطالعه برانگیخته نمی شوند بهره ببریم

موسیقی می تواند احساسات را به طرزی بی همتا برانگیزد. شروع درس با یک آهنگ می تواند یخ بحث را که ما اغلب در هنگام شروع کلاس با آن رو به روییم، بشکند. به دانش آموزان کمک کنیم تا مهارت های شنوایی خود را از طریق بر روی کاغذ آوردن معانی دریافتی از ترانه ها، رشد دهند. این امر نشان می دهد که مباحث چه قدر برای ما اهمیت دارند و به خصوص کمک می کند تا آن ها آوازهای خوانده شده در گویش های متفاوت را نیر بفهمند. در اجرای نسخه های گوناگون یک آهنگ تردید نکنیم تا با این کار نشان دهیم که چگونه مردم می توانند یک آهنگ را از اوضاعی گرفته و برای هدفی دیگر بازسازی کنند. فیلم نیز می تواند شیوه ای قدرتمند برای جلب توجه دانش آموزانمان باشد. اما باید مواظب باشیم که از فیلم به جای تدریس استفاده نکنیم. به جای آن، فیلم را آموزش دهیم. به دانش آموزانمان بگوییم که در فیلم به دنبال چه هستیم. فیلم را در لحظات حساس متوقف کنیم و اظهار نظر آن ها را بخواهیم. احساس نکنیم که ناچاریم همه ی فیلم را پخش کنیم. از فیلم نیز به مانند هر منبع دیگری استفاده کنیم. برخی فیلم ها هستند که ما می خواهیم تمام آن را آموزش دهیم.

7ـ قاعده ی هفتم: سواد خود را درباره ی رایانه افزایش دهیم

در مورد راه هایی که اینترنت به غنی سازی شیوه ی تدریس ما یاری می رساند، مطالعه کنیم. بهترین پایگاه های اطلاعاتی را، برای مطالبی که آموزش می دهیم، بیابیم و آن ها را به           دانش آموزانمان معرفی کرده و بحث کنیم که در این سایت ها چه یاد گرفته اند. درست همان گونه که ما به دانش آموزامان تشخیص میان منابع چاپی سودمند و ضعیف را می آموزیم، به همان صورت نیز باید به آن ها یاد بدهیم که از چنان تفاوت گذاری برای استفاده از منابع الکترونیک نیز استفاده کنند. سال ها ما به دانش آموزانمان آموخته ایم که مطلبی به صرف این که در کتابی آمده است صحیح نیست، حال ما ناچاریم این مطلب را روشن سازیم که یک مطلب به صرف این که در اینترنت وجود دارد نمی تواند صحیح باشد. منبع اطلاعات آن چیست؟ شما چگونه می توانید پاسخ دهید؟ با استفاده از این شیوه نه تنها درکی بهتر از گذشته به دست می آورند، بلکه مهارتی می آموزند که   می تواند در دیگر وجوه زندگیشان نیز مورد استفاده قرار گیرد. هنگامی که ما تاریخ را برای       دانش آموزانمان هیجان انگیز می سازیم آن ها انگیزه می یابند که بیش تر بیاموزند و بنابراین درکی عمیق تر از معنای گذشته به دست می آورند. از این رو به استفاده از فناوری های نوین در تدریسمان توجه نشان دهیم. دانش آموزان ما به خاطر محرک های چالش برانگیزی که ارائه داده ایم سپاسگزار ما خواهند بود.

 

آموزش تاریخ از طریق بازی و مسابقه

«هنگامی که دل ها نشاط یافتند، علم و کمال را در آن ها به ودیعه بگذارید و هرگاه از نشاط تهی و گریزان شدند، آن ها را وداع کنید؛ زیرا دل ها در چنین حالتی آماده ی فراگیری علم نیستند.»

[بحارالانوار، جلد 78، ص 379]

جان دیویی، دانشمند معروف تعلیم و تربیت نیز در مورد علاقه و انگیزه های درونی فراگیرنده     می گوید: «علاقه جرقه ای است که بدون آن، شعله ی یادگیری فروزان نمی شود.»

یادگیری امری دو سویه است و به توافق هر دو طرف نیاز دارد. به این ترتیب، معلم نمی تواند بدون توجه به انگیزه و علاقه ی دانش آموزان تدریس کند، زیرا تدریس تزریق نیست.

انجام مسابقه و سرگرمی و بازی در کلاس تاریخ باعث ایجاد انگیزه و شور و نشاط خواهد شد.

شما دبیر گرامی می توانید پس از مطالعه و بررسی این بازی و رفع نقایص احتمالی آن، شور و نشاط را به کلاس خود هدیه کنید.

 

 

پاسخ های درست و نادرست را از هم جدا کن و علت را توضیح بده

مراحل اجرا

ابتدا معلم با توجه به موضوع درس، جملاتی را روی کارت هایی می نویسد. این جملات به دو صورت درست و نادرست نوشته می شوند و در دو پاکت جداگانه قرار می گیرند. سپس دو دانش آموز برای اجرای مسابقه آماده می شوند. دانش آموز A و دانش آموز B. هر دو دانش آموز هم زمان در پاکت ها را باز می کنند و در زمان تعیین شده، کارت های صحیح و غلط را جدا می کنند و درباره ی درست یا نادرست بودن آن توضیح می دهند.

توجه: جملات درست و نادرست هر دو دانش آموز A و B یکی هستند و هنگامی که پاسخ می دهند، معلم در ابتدا در مورد درست بودن یا نبودن آن توضیحی نمی دهد و پس از توضیح دانش آموز B، اگر لازم بود توضیح می دهد و مشخص می کند که پاسخ شان صحیح بوده است یا نه.

 

درس تاریخ پایه ی دوم

درس شماره ی 3

کارت های دانش آموز B هم همین جملات است. هر کدام سریع تر پاسخ صحیح را مشخص کرد و پاسخ های صحیح بیش تری داد، برنده ی بازی است.

پیشنهاد: می توان هنگامی که دانش آموزان مشغول باز کردن پاکت و جدا کردن جملات درست و نادرست هستند، نوعی موسیقی را که معمولاً در مسابقات استفاده می شود، پخش کرد تا این کار در آرامش انجام شود و احیاناً بقیه ی دانش آموزان به جای حرف زدن، موسیقی را گوش دهند. در   تهیه ی کارت ها می توان از رنگ های گوناگون استفاده کرد.

 

 

نتیجه گیری

قرآن به عنوان کتاب آسمانی با بیان داستان های گذشتگان و انبیاء تأکید بر مطالعه تاریخ دارد از آن جهت که می توانیم از آن ها عبرت و تجربه کسب نماییم.

و باید توجه به دلایل بی علاقگی دانش آموزان داشته باشیم تا بتوانیم با توجه به امر تدریس تاریخ از روش های جدید ارائه شده استفاده نماییم.

و می توانیم با استفاده از شیوه های جدید، دانش آموزان را به این درس علاقه مند ساخته و جلوگیری از افت تحصیلی نماییم. امید که ثمربخش باشد.

 

 

منابع

1. راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآیند تدریس ـ منوچهر فضلی خانی

2. الگوهای تدریس ـ بورس، جویس و همکاران

3. مجلات رشد آموزش تاریخ ـ شماره های 18، 20، 26، 43، 44، 45، 49

 

 

 

 




  • فروش لینک دائمی | خرید رپورتاژ ارزان