تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/٢٢ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : رمضانی

درباره نوروز

 

می اندر مجلــس آصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعهٔ جامش جهان را ساز نوروزی

ز کــــوی یـــــــار می آید نســــــیم باد نوروزی

از این بــــاد ار مدد خواهـــی چراغ دل بیفروز

 (حافظ)

رویدادهای طبیعی، زمان یخبندان ها، موسم یارگیری پرندگان و دیگر جانوران، انسان نخستین را متوجه بازگشت فصل ها، دگرگونی طبیعت و از این راه، سنجش و تقویم زمان می کرد.

برخی از مردم شناسان بر این باورند که انسان ها در کهن روزگاران، آغاز سال را با دگرگونی طبیعت یکی می دانستند، از اینرو، سال نو را، از نخستین روزهای: بهار، پاییز و زمستان حساب می کردند و برای این روزها ویژگی می دادند .

می دانیم که آریایی های نخستین در سرزمینی بسیار سرد زندگی می کردند و از اینرو ده ماه سرما و دو ماه گرما داشتند. در دوران هخامنشی نیز، سال ایرانی به دو فصل بلند گرما و سرما بخش می شد. فصل تابستان هفت ماه و فصل زمستان پنج ماه و پنج روز بود. در این دوره، در آغاز هر یک از دو فصل بزرگ جشنی برپا می شد. نخستین جشن، در آغاز بهار و زمان نوزایی طبیعت برپا می شد و دیگری در آغاز پاییز که فصل خوشه چینی و روی آوری طبیعت به سرما و یخبندان بود. برای این دو فصل، نمادی هم داشتند: شیر ، نماد تابستان و گاو نشانهٔ زمستان بود. این دو نماد (شیر و گاو) در سنگنگاره های تخت جمشید، در حال ستیز با یکدیگر نقر شده اند. این ستیز نشانهٔ روند طبیعت و پیروزی شیر برگاو علامت دگرگونی طبیعت به سوی تابستان است. آیین قربانی گاو هم که در مهرآیینی وجود دارد و در نقش های میترایی دیده می شود، از همین اعتقاد سرچشمه می گیرد .

نوروز ریشه در افسانه دارد و گرچه آن را در استوره های ایرانی به جمشید نسبت می دهند، ولی این جشن پیشینهٔ بسیار کهن دارد و در اصل، جشن کشاورزان و چوپانان و مردم عادی بوده است که دگرگونی طبیعت آنان را به شادمانی و جشن وا می داشت.

ابوریحان بیرونی نیز، پرواز جمشید به آسمان را آغاز جشن نوروز می داند: ?چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز سوار شد. دیوها گردونه را به هوا بردند. مردم از دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را جشن گرفتند.? فردوسی می سراید:

جهان انجمن شد بر تخت اوی        از آن بر شـــــــده فره بخت اوی

به جمشید بر گوهر افشـــاندند        مـر آن روز را روزنو خــواندند

به نوروز نو شاه گیتی فروز        بر آن تخت بنشـست فیروز روی

بزرگان به شادی بیاراســـتند        می و رود و رامشگران خواسـتند

محمد جریر طبری، نوروز را برآغاز دادگری جمشید می داند. سرانجام، خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج ?حَمَل? نوروز را جشن گرفت: ?سبب نهادن نوروز آن بود که آفتاب را دو دور بود، یکی آن که هر سیصد و شصت و پنج شبان روز و ربعی از شبانه روز به اول دقیقهٔ حمل باز می آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود. چون جمشید آن روز دریافت (آن را) نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.? ولی جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده است. ابوریحان بیرونی، با اینکه نوروز را به جمشید منسوب می کند، یادآور می شود که ?آن روز که روز تازه ای بود، جمشید عید گرفت، اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.? نوروز بزرگترین جشن ایرانیان از روزگاران کهن تا به امروز است و همچنین نمایان ترینِ جشن های بهاری جهان بشمار می رود.

نوروز و مهرگان، دو جشن بزرگ طبیعی هستند که نخستین آن، در آغاز بهار و دومین در آغاز پاییز برگزار می شوند. هرچند که نوروز پیشینه ای کهن دارد و یکی از کهن ترین جشن های ایرانیان است، اما در اوستا به روشنی از آن یاد نشده است. در زمان هخامنشیان، نوروز به شیوه و مراسمی بسیار باشکوه و طولانی به رهبری مغان برگزار می شد. مراسم اصلی این جشن در تخت جمشید برپا می شد که بخشی از آن را از روی نقش های روی پلکان های کاخ آپادانا می توان برداشت کرد. آنچه از این نقش ها برمی آید، گنجانیدن درخت سرو، در بینا بین پیکرهای ارمغان آوران می باشد. این نگاره ها نمایانگر بهره گیری از کاج تزیینی در آیین های نوروزی می باشد. در این نقش ها نمایندگان کشورهای مشترک المنافع ایران، و ساتراب ها، بهترین فراورده های سرزمین خود را برای پادشاه به ارمغان آورده اند.

از دوران ساسانیان نیز، در خبرها و گزارش حادثه ها، یادی از این جشن بزرگ و مهرگان را می یابیم. از لحاظ شمول سنت ها، باورهای مردمی؛ بزرگداشت هیچ جشنی، چه دینی و چه ملی، بدین پایه و مایه در تاریخ ما وجود ندارد. اینگونه یادکردها را در منابع پهلوی و فارسی، در نوشته های تاریخنگاران و ستاره شناسان ایرانی می توان یافت، که به فارسی و عربی نیز نوشته شده اند .

گاهشماری برای نوروز

همزمان با پادشاهی خشایارشا، به گمان زیاد، مغانی که از شکل دینی زرتشتی منتشر در شرق ایران الهام گرفته بودند، نوعی جنبش مذهبی راه انداختند که طی آن، مذاهب اصلی رایج و غالب در ایران، یعنی: گروه های زرتشتی گری، مزدیسنا، زروانی، میترایی و مغان اصلاح طلب؛ گرد هم آمدند و به ارایهٔ یک گاهشماری التقاطی موفق شدند. در این ترکیب، ماه سی روز تعیین شد، هر روز به نام ایزد یا خدایی نامور شد و در نام های دوازده ماه سال نیز، نام های امشاسپندان و مهین فرشتگان گنجانیده شدند. گمان می رود که از این راه بود که جشن سال نو در اعتدال ربیعی و آغاز بهار به غرب ایران راه یافته و همچون میترکان (مهرگان) آیین ها و آداب و رسوم معمول را به خود جذب کرده باشد.

تقویم ایرانیان کهن که ریشه در اوستا دارد، بسیار ساده بود: به هریک از روزهای سی گانهٔ ماه ، یک نام داده بودند و در ماه دیگر دوباره از نخستین نام، روزها را تا پایان سی روز تکرار می کردند. در نتیجه سال ایرانی ۳۶۰ روز یعنی ۱۲ ماه سی روزه بود که برای نزدیک شدنش به سال خورشیدی حقیقی ۵ روز بر آن می افزودند. ولی این سال هم حقیقی نبود، زیرا سال حقیقی ۵ ساعت و چهل و هشت دقیقه و ۴۵ ثانیه از ۳۶۵ روز بیشتر است. در آن روزگاران، هر روزِ زرتشتیان، نامی مقدس داشت و نمی شد ترتیب روزها ? و به دنبال آن، ترتیب نامها را ? بهم زد. به همین سبب، بجای اینکه مثل زمان ما هر چهار سال یک بار یک روز را، به عنوان کبیسه، بر سال بیفزایند، هر صد و بیست سال، یک ماه بر سال می افزودند و در آن ماه سیزدهم مالیات ها بخشوده می شد.

خلیفگان عرب، که برخی از مظاهر فرهنگ ایران را پذیرفته بودند، چند بار به فکر اصلاح تقویم افتادند، ولی انجام قطعی این کار تا به دوران ملکشاه سلجوقی به درازا کشید؛ در سال ۴۶۷ هجری، این اصلاح به دست حکیم عمر خیام نیشابوری، ریاضی دان و شاعر بنام ایرانی، انجام شد و تقویم پارسی نام گرفت و در آن، نوروز در اولِ "برگ" (یا برج) حَمَل ? آغاز بهار ? قرار گرفت. نوروزهای معروف دیگری نیز از این زمان در کتابها یاد شده اند که از جملهٔ آنان به نوروز جمشیدی، نوروز معتضدی، نوروز عضدی و نوروز جلالی می توان اشاره کرد.

نوروز جمشیدی

جمشید که هویت او در هاله ای از ابهام و ناشناختگی فرو رفته است، دارای جام گیتی نما بود. می گویند، انگشتری و شراب از ساخته های اوست و آیین شراب را همو بنیان نهاده است. تخت جمشید را شاهان هخامنشی بنیاد گذاشتند ولی به نام جمشید نامیدند. از جمله کارهایی هم که به او نسبت می دهند، بنیانگزاری جشن نوروز است.

نوروز معتضدی

المعتضد بالله، خلیفهٔ عباسی که دورهٔ خلافتش ۲۷۹-۲۸۹ هجری قمری بوده است، اصلاحی در نوروز کرد که از وقایع سال ۲۸۲ هجری قمری، برابر با ۸۹۵ میلادی و برابر با سال ۲۶۴ یزدگردی بوده است. در دوران خلافت عباسیان، بنا بر رسم و آیینی که در دورهٔ ساسانیان برقرار بود، مالیات ها در آغاز سال گردآوری می شد. چون از زمان انوشیروان به بعد کبیسه انجام نشد، سال سیار شد - یعنی نوروز از جای حقیقی اش، که آغاز اعتدال ربیعی یا بهار باشد، دور شد و در امر دریافت مالیات ها اختلال به وجود آمد. نوروز این سال نسبت به زمان یزدگرد، تقریبا دو ماه جلوتر افتاده بود. معتضد برای تسهیل کار در گرفتن و پرداختن خراج، امر کرد تا کبیسه کردند و نوروز را به یازدهم ماه رومی حزیران (ماه نهم از سال سریانی) قرار دادند و ثابت نگاهداشتند .

نوروز عضدی

دو جشن به عضدالدوله دیلمی نسبت داده می شود، که ابوریحان بیرونی شرح آن را چنین آورده است: یکی در "سروش روز" (روز هفدهم) از فروردین ماه و دیگری در "هرمزد روز" (روز نخست) از آبان ماه است. جشن نخستین به سبب آب رسانی به روستای ?کرد فنا خسرو? در نزدیکی شیراز بود. در این روز، عضدالدوله دیلمی این روستا را احداث کرده بود؛ و دومین جشن به سبب آغاز به آبادانی و آبرسانی این روستا بود. از سال ۳۳۳ یزدگردی (حدود سال ۳۴۹ هجری قمری) به بعد، همه ساله در آغاز هریک از این دو جشن، بازاری هفت روزه همراه با شادی، عیش و نوش ترتیب داده می شد و افزون بر مردم این روستا، ار روستا ها و شهرهای نزدیک نیز مردم می آمدند و در این جشن ها شرکت می کردند.

نوروز سلطانی- جلالی

نوروز سلطانی- جلالی مهم ترین و مشهور ترین اصلاحی است که در گاهشماری (تقویم) ایران انجام گرفته و رایج مانده است. در سال ۴۷۱ هجری قمری به فرمان ملک شاه سلجوقی، وقتی که اعتدال ربیعی در نوزدهم فروردین ماه قدیم واقع بود، تاریخ ملکی تأسیس شد و اول سال در اول "حمل" -روز اول بهار قرار گرفت و به همین جهت، نوروز که تا آن زمان در سال خورشیدی سیار بود، ثابت و به نوروز سلطانی معروف شد.

نوروز در دوران اسلامی نیز از اهمیت بسزایی برخوردار بود، و گاهی دستگاه خلافت، از ایرانیان نیز در زنده نگاهداشتن آن پیشی می گرفت. این توجه به نوروز، از سویی بدلیل اهمیت جشن و از سوی دیگر برای اخذ مالیات بود، که برای دریافت آن به حساب دقیق و شمار روز و ماه و سال و کبیسه نیاز داشتند.

در نوشته های پیشینیان آمده است که: جشن نوروز به روزگار خوارزمشاهیان، از سوی مردم برگزار می شده است، چنانکه از ?جامه های نوین و رنگارنگ? مردم اسفهان در این روز ، این امر آشکار بوده است (الصیاد، نوروز و تاریخچهٔ آن، برگ ۱۸)

کمپفر در سفرنامهٔ خود می نویسد: ?در زمان شاه اسماعیل صفوی، جشن های نوروزی در میدان های عمومی شهر برگزار می شد و سه هفته به درازا می کشید.? (ا. کمپفر، در دربار شاهنشاه ایران، برگ ۲۴۰)

دروویل اشارهٔ کوتاهی به برگزاری جشن نوروز می کند و مدت زمان تعطیلی آن را در زمان فتحعلیشاه قاجار، دو هفته می نویسد. (سفرنامهٔ دروویل، فصل ۲۰)

جکسن، جهانگردی که به هنگام نوروز از ایران دیدن کرده است، در سفرنامهٔ خود می نویسد که در برنامهٔ روزهای نوروز، جامهٔ نوروزی پوشیدن، ارمغان به هم دادن، شادباش به هم گفتن، شاد بودن و نشاط کردن گنجانده شده بود. (سفرنامهٔ جکسن، برگ ۱۱۸)




  • فروش لینک دائمی | خرید رپورتاژ ارزان