نویسنده : رمضانی - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۸
 

بسمه تعالی

کردیر و سنگ نبشته های او

نگارش

رزیتا ناظری

دانشجوی دکتری تاریخ

چکیده

هر چند راجع به زردشت و زردشتیان اطلاعات نسبتاً زیادی داریم ، با این حال هنوز در برخی از موارد آگاهی های ما ناچیز است و هنگامی که در باب برخی از مسایل به تحقیق می پردازیم، به کمبود منابع و مآخذ برمی خوریم.موبدان یا هیربدان درزمان شهریاران ساسانی در هر فرصتی برای کسب قدرت و سرکوبی دشمنان می کوشیدند واینان در مراسم تاج گذاری شاهان حضور بهم رسانیده و شاه آینده را انتخاب می کردند. در طول دوره طولانی ساسانی گاهی به روحانیانی بر می خوریم که چون پیشرفت اقلیت های مذهبی را درانتشار دین مخالف و مغایر مصالح آیین زردشت می پنداشتند، شاهان رابه انجام اعمال خشن نسبت به آنان تشویق می نمایند. یکی از روحانیان پرنفوذ عصر ساسانیان کردیر می باشد.[1]کردیر مهمترین موبد دوره ساسانیان و از متعصبان سر سخت آیین مزدیسنا بود، که با اقداماتش سعی در اقتدار و شکوه آیین زردشت و سرکوب مخالفان سایر ادیان بود. با توجه به این که یکی از سرشناس ترین قانون گذاران و قانون نویسان عصر ساسانی است، با این حال جای تعجب است که نام او در تواریخ عربی و فارسی دوره ساسانی و حتی در نوشته های پهلوی دیده نمی شود و تنها در کتاب مقدسی بدون اشاره به نام کردیر از قدرت فزاینده این روحانی بلند پایه شاهنشاهی ساسانی یاد شده است.[2]

واژگان کلیدی:کردیر،زردشتیگری،موبدان،ساسانیان،کتیبه،تنسرکردیر مربی هفت شاهزاده اشکانی

آگاهی ما از احوال و زندگانی این شخص به مراتب بیشتر از دیگر موبدان این دوره تاریخی است، زیرا از او نقوش برجسته و سنگ نبشته هایی بر جای مانده است، که با مطالعه آنها با اخلاق و رفتار و شخصیت و فعالیت های سیاسی ومذهبی این موبد بزرگ آشنا می شویم. زمان تولد کردیر به درستی معلوم نیست، ظاهراً او نیز مانند سلف خود تنسر در زمان اشکانیان به دنیا آمده و طفولیت و نوجوانی خود را در زمان سلطنت اردوان چهارم/پنجم (208-224م) واپسین شاه اشکانی سپری کرده است.[3]

درباره نام کردیر و معنی آن نزد پژوهشگران در مسایل تاریخ بحثی وجود دارد که برخی آن را نام و برخی لقب می دانند. ما نمی توانیم نظر قطعی بدهیم، ، آیا چنان که هرتسفلد عقیده دارد، لقبی محسوب می شود یا نام صاحب منصب عالی مرتبه ای بوده است.

کریستن سن نام کردیر را ناروشن دانسته است. وی جز از ناروشنی در تلفظ صحیح کلمه معتقد است کردیر نام شخص نیست، بلکه لقب و عنوانی است که به شخص دارای مقام و منصب عالی داده شده است. نظر دیگری وجود دارد مبنی بر اینکه کردیر نام شخص است و برجسته ترین روحانی عالیمقام کشور پس از در گذشت شاپور یکم، کردیر نام داشته است. فریمان نیز کردیر را نگاره نامه تنسر می داند. نام تنسر را حاصل خطایی می داند که در خواندن کتیبه ها پدید آمده است. سبب این امر را نیز فقدان نقطه‌گذاری نسخه های خطی می داند. در نتیجه نام کردیر از روی همان حروف و علایم به صورت تنسر خوانده شده است.[4] دکتر تفضلی کردیر را نام خاص می داند نه عنوان.[5]

در متون مانوی نام او به صورت (kyrdyy) می آید که نشان می دهد "ت" در املای این کلمه  در کتیبه های پهلوی املای تاریخی است و تلفظ آن "د" بوده است. این نظر را صورت کلمه در متون قبطی مانوی "کردل" تائید می کند. کردر که به غلط غالبا به صورت کرتیر نوشته می شود به معنای قاطع یا برنده است و از ریشه "کرتا" kareta به معنای کارد و واژه کرتوبئشازا Kareto-Baešaza به معنای کارد پزشک جراح مشتق شده است. از سویی وقتی به کلاه کردیر نگاه می کنیم درطرف راست کلاه او نقش یک قیچی می بینیم که خود رموز قابل توجهی را در بردارد. این علامت که به عنوان بالاترین نشان دینی و قضایی کشور توسط بهرام دوم ساسانی به او عطا شد، باید نشان افتخار واقتدار کردیر و بیانگر قاطعیت و بلامنازع بودن او در تصمیم گیری می باشد.[6]

نام کردیر را "وست" به معنی تاج ترجمه کرده، توماس قبل از وی نیز همین نظر را داشته، ولی اسپرینگ لی پس از مطالعه و خواندن کتیبه های پهلوی زردشتی در سال 1940 میلادی نشان داد که اسم مذکور نام هیربدان هیربد شاپور اول بوه است.[7]

آتارکارلیما آن را نام مستعار می داند که در قطعات قبطی مانوی کردل نامیده می شود و می توان آن را با شخصیت های درباری تازی مقایسه کرد که عنوان خلیل یا یمین امیرالمومنین داشته اند.[8] بنا بر سنگ نبشته هایش در کعبه زردشت از تصویرهایی که به صخره ها از او نقش شده، اومردی سالخورده، بدون ریش است، که کلاهی با نشان بر سر و پوشاک بر تن دارد. تصویر او در کنار نقش برجسته ای که مراسم تاج گذاری اردشیر نوشته شده دیده می شود و حتی در نقش پیروزی شاپور بر رومیان و درکنار نقش برجسته بهرام دوم و سایر نقوش[9] از کردیر به عنوان یکی از روحانیان با نفوذ قدرتمند و هراس انگیز قشری مذهب که دیانت زردشتی در زمان او و با تلاش های او به صورت یک دین همگانی و تثبیت شده در آمده نام می برند.[10] این موبد پرنفوذ اوایل حکومت ساسانی در مدت سلطنت هفت پادشاه از اردشیر اول تا روزگار نرسی (293-302م) بیش از هفتاد سال در امور دولتی نفوذ فوق العاده ای داشته است.[11] این واقعیت مسلم است، که قهرمان واقعی سازمان دهی دستگاه دینی و تبدیل آن به نظامی منسجم با قدرت سیاسی و چنگ اندازی محکم به زندگی روحانی ودنیوی زردشتیان، موبد کردیر است.[12]

کردیر موبدان موبدی است که درباره او نوشته اند، برای استحکام مبانی آیین زردشت از هیچ کاری فرو گذاری نمی کرد و از آزار و اذیت دادن اقلیت های مذهبی ابایی نداشت.[13] درباره هویت واقعی کردیر البته هنوز بعضی نکات تاریک است، از جمله بعضی از محققان پنداشته اند که وی همان تنسر موبد نامدار عصر اردشیر وشاپور است، اما این احتمال اشکال های متعددی دارد و قبولش تقریباً ممکن به نظر نمی رسد و شواهد و مدارک وجود دو شخصیت را مجزا نشان می‌دهد.[14] بعضی از دانشمندان از شباهت‌های میان این دو شخصیت به این نتیجه رسیده اند که کردیر لقبی برای تنسر بوده است اما این نظرکاملاً رد شده است، زیرا کردیر و تنسر (درست آن توسر است) هر دو نام خاص اند نه عنوان. به علاوه این که تنسر در زمان اردشیر می زیسته، اما فعالیت کردیر از دوران شاپور شروع شده است.

از روایت های کتاب های پهلوی چنین استنباط می شود، که فعالیت ها تنسر با اقدامات کردیر تفاوت داشته است، بنابر روایت دینکرد اردشیر شاهنشاه ساسانی پسر بابک به راهنمایی درست تنسر آن نوشته های دینی را که پراکنده بود، در دربار گردآورد. تنسر اقدام کرد و آن بخشی را که مورد قبول بود پذیرفت و مطالب دیگر را از اعتبار ساقط دانست و این را نیز فرمان داد که از این پس در نظر ما هر تعلیمی همان است که از دین مزدیسنان منشعب باشد، زیرا که اکنون از هیچگونه آگاهی و دانش عاری نیست. در کتاب های پهلوی هنگامی نام تنسر ذکر می شود که سخن از تدوین کتاب دینی زردشتیان اوستا باشد که این موبد درتدوین آن در زمان اردشیر نقش اساسی داشته است واز این روست که نام وی در این مورد در کتاب های دینی زردشتیان بر جای مانده است. ازسوی دیگر سعی کردیر در استقرار حکومت دینی و تشکیلات دینی و تلفیق دین و دولت معطوف بوده است واز اسناد باقی مانده خود او استنباط نمی شود، که به مسایل علمی، دینی علقه ای داشته باشد. بنابراین شاید بتوان گفت، تنسر نقش اجرایی چندانی در سیاست دینی اوایل دوره ساسانی نداشته است و بیشتر فرضیه پرداز و مدون آثار مذهبی بوده است، تا سیاستمدار دینی، در حالی که کردیر برعکس مجری سخت گیر سیاست های دینی بوده و توجه و علاقه بیش از حداو به سیاست نام او را در نوشته های دینی زدوده است.[15]

کردیر در تاریخ ساسانی البته شخص استثنایی است. اهمیت او به راستی از تنسر که درباره اش گفته اند، او نظریه پرداز "یگانگی دین و دولت" ساسانیان است و نقش مشاور سیاسی – مذهبی اردشیر ابه عهده داشته ، بیشتر است. اگر تنسر آن را به شکل نظری بیان کرده، کردیر بدان عمل کرد. او خوب می دانست که برای تحکیم قدرت و نفوذ مذهبی چه می بایست کرد. سه کار اساسی او که با آن سه به خواسته های خویش نیز رسید عبارت است از پیوند  محکم با دستگاه سیاسی به خصوص شخص اول مملکت، سرکوب و منکوب کردن اقلیت های مذهبی، و سوم به نمود آوردن جلوه های مذهبی (=نشاندن آتشگاه ها و به کار گماردن مردان دینی در سراسر قلمرو حکومت.[16]

 

کردیر و سنگ نبشته های او

اطلاعاتی که ما از این شخصیت به دست آورده ایم، همگی براساس چهار سنگ نبشته خوداوست، که همگی حاکی از قدرت نمایی کردیر است، که با آثار و ابنیه شاهی پیوستگی دارد. و او داستان زندگی خود را در این چهار جایگاه شرح داده اشت. و در منابع مختلف هیچ نامی از او برده نشده است. بر طبق سنگ نبشته های کردیر او از زمان اردشیر بابکان درخدمت شاهان ساسانی بوده است و به عنوان راهنما و مشاور بزرگ دینی این سلسله تاروزگار نرسی به این هفت پادشاه بزرگ ساسانی خدمت کرده است و قدرت سیاسی –اصلاحی و مذهبی او که در کتیبه هایش نمایان است از پادشاهی به شاه دیگر سیر صعودی را طی کرده است.

چهار کتیبه کردیر به شرح ذیل می باشند: 1- کتیبه سر مشهد که در 36 کیلومتری مغرب دهستان جده و هشتاد کیلومتری جنوب کازرون واقع است. در بالای کتیبه، نقش برجسته ای از بهرام دوم کنده شده که کردیر نیز در آن دیده می شود 2- کتیبه نقش رستم که در زیر نقش کردیر قرار دارد و بسیار آسیب دیده است و از نظر مضمون شبیه به کتیبه سر مشهد است 3- کتیبه کعبه زردشت که در ضلع شرقی دیوار کعبه زردشت در زیر تحریر فارسی میانه کتیبه بزرگ شاپور نگاشته شده است. این کتیبه نسبت به دو کتیبه قبلی خلاصه تر است. 4- کتیبه نقش رجب که در نقش رجب بر دامنه کوه رحمت در فاصله یک کیلومتر ،یعنی جنوب استخر و در حدود سه کیلومتری شمال تخت جمشید واقع است. در قسمت چپ کتیبه تصویر کردیر بر صخره نقش شده است.[17] که البته کردیر را از روی علامتی که شبیه به قیچی است و بر روی کلاه او دیده می شود، می توان تشخیص داد. این کتیبه نیز نسبت به کتیبه های قبلی خلاصه تر است. از میان این کتیبه ها، کتیبه سر مشهد به احتمال قوی تحریر اصلی است، که احتمالا در اواخر سلطنت بهرام دوم درحدود سال 290 میلادی نگاشته شده است و نگارش سه کتیبه دیگر کمی پس از این زمان یا به احتمال ضعیف تر در اوایل سلطنت بهرام سوم انجام گرفته است.[18] اهمیت این کتیبه ها این است که آن ها را به فرمان پادشاهی نکنده اند، بلکه کار رهبر دینی کردیر است که خود را اصلاحگر آیین زردشتی و سازمان دهنده آن به صورت دین دولتی بوده است.[19] تنها سرگذشت استثنایی و اوضاع و احوال روزگارش می توانند توانایی او را درنوشتن چهار متن بر نقوش برجسته ای که متعلق به پادشاهی هستند توضیح دهند. بهترین این کتیبه های چهارگانه که با شگفتی باید گفت آخرین آن ها بوده و در سال 1926 کشف گردید، کتیبه بزرگ شاپور یکم برکعبه زردشت کنده شده است. این کتیبه زمینه ای است، برای کشف رمز دو متن بزرگ نقش رستم و سر مشهد که انتشار دقیق و موشکافانه آن در Corpusin scriptionum iranicarum که به همت هنینگ انجام گرفته است، امکان نداشت بتوان از روی یقین و اطمینان به تفسیر آن پرداخت.[20]

قدیم ترین متنی که نام کردیر در آن آمده، همین کتیبه سه زبانه شاپور اول در کعبه زردشت است، که در این کتیبه شاپور فهرستی از بزرگان عهد خود و پدرش را ذکر می کند و در میان بزرگان زمان اردشیر یکم نام کردیر با لقب هیربد یاد شده است. او در زمان اردشیر یکم بسیار جوان بوده ولی احتمالاً از چنان استعدادی برخوردار بوده که نامش در زمره بزرگان بیاید.[21]

کتیبه ها با پاره ای اختلاف دارای متن واحدی هستند، اما متن کعبه زردشت بار دوم در نقش رستم و بار سوم در سر مشهد تکرار شده است. این متن وصف سرگذشت پرجاذبه و شگفت انگیز کردیر است. کردیر در این متن ها بار ها بر کارهایی که در مقام اصلاح گر دینی کرد، تاکید می ورزد. وی برای استقرار دوباره آیین مزدایی پاک و آلوده به تعقیب و آزار ادیان بیگانه (تاثیری که او در محکوم کردن مانی داشته است ) و آن دسته از زردشتیانی که گمان می رفته در دین بدعت آورده اند، بعنی مجوسان مغرب زمین پرداخت. برای رسیدن به این اهداف بنیاد آتشکده ها، استخدام مغان فراوان و انجام خدمات پرستش ر اگسترش بخشید.[22] به عنوان نمونه کردیر در کتیبه اش می گوید: "به آیین مزدیسن و آن دسته از مغانی که نیکو بودند سربلندی و شایستگی دادم، اما کژآیینان و تباهکارا ن مغاستان را که درباره دین مزدیسن و پرستش ایزدان زندگی ناشایستی داشتند با تنبیه بدنی کیفر دادم و نکوهششان کردم آنان به راه راست آمدند و من آتشکده و مغان بسیاری پدید آوردم و حقوقی برای آنان مقرر کردم و به یاری ایزدان و شاهنشاه، شماری آتش ورهران در ایران بنیاد کردم و چندی زناشویی خویشاوندی پیش آوردم و بسیار کسانی که از دین برگشته بودند باری دیگر به دین باز آوردم و بسیار کسانی که دیو پرست شده بودند بر دست من بار دیگر به پرستش ایزدان روی آوردند" همچنین کردیر گوید: "تمثال ها ازمیان برده شدند و جایگاه های ایزدان یعنی آتشکده ها بنیان گردید."[23]

به گفته کردیر درنتیجه اقداماتی که وی در داشتن مردم به اجرای تعالیمش انجام می داد آیین مزدایی رونق گرفت، به اوهرمزد و ایزدان خدمتی شایسته شد، آب و آتش و چهارپایان خشنود گردیدند. در سراسرقلمرو ساسانی آتشکده هایی ساخته شد و اهریمن و دیوان مغلوب و تعالیم آنان منسوخ گردید. پیروان ادیان دیگر یعنی یهودیان، بوداییان، مانداییان، مسیحیان و زندیکان تحت تعقیب و آزار قرار می گرفتند و بسیاری از کسانی که از راه بیراه شده بودند به دین بازگشتند.[24]

دلایل فراموشی کردیر

بر جایگاه او تنسر افسانه ای که ساخته و پرداخته موبدان ساسانی است، تکیه زد. تنسر (توسر) را تنها راهنمای برجسته مذهبی شمرده اند ، که گویا همه عمر خویش ر اصرف گرد آوردن و فراگرفتن بازمانده های پراکنده کتاب مقدس کرد. او با مواعظ خسته کننده خویش که برای هر کردار و رفتار شاهنشاه مجوزی ساخته، مشهور است.

این نکته بسیار شگفتی آور به نظر می رسد، که نام آذربد مهراسپندان موبدان موبد ایران که حدود سی تا چهل سال پس از کردیر می‌زیست بارها در مآخذ متاخر آمده است و از او به عنوان یکی از بزرگترین شخصیت های مذهبی یاد کرده اند، ولی نامی از کردیر نیست. آذربدمهراسپندان عصر شاپور دوم همان پایه و جایگاه کردیر را داشته است. او آیین زردشت را از ناراستی ها پاک و زنده کرد و مجموعه نوینی از اوستا را ترتیب داد. شاید علت فراموشی کردیر این باشد، که کردیر 30 سال پس از مرگ در نظر موبدان زردشتی مرتد و از دین برگشته وانمود شده و همه کارهایش در زمینه دین دستخوش فراموشی گشته باشد. شاپور دوم نمی‌توانست اجازه دهد که نیروی بدین بزرگی در دست یک تن متمرکز شود. حتی شاپور دوم فرمان داد به جای یگانه موبد اهوره‌مزدا، چند تن از موبدان دربخش های گوناگون کشور به امور دین بپردازند.[25]

در نتیجه چنین به دست می آید، که دلیل مهم دیگر نبودن نامی از او همین نیت شاپور دوم باشد تا رقیبی کنار خود نداشته باشد، که به مرور نام او تحریف و حتی زدوده شده است. عده ای معتقدند احتمالا تنسر، آثار کردیر را از بین برده است، که در هیچ یک از تواریخ عربی و فارسی دوران اسلامی نامی از او نیست و یک تغییر مذهبی در طی تاریخ ساسانیان باعث حذف  او شده باشد و شاید کار کردیر تحت عنوان نام دیگری (تنسر) حذف شده باشد.

با این حال، پس از آن که بهرام دوم در سال 293  میلادی نزدیک به 34 سالگی در گذشت و عموی 85 ساله اش نرسی پس از کنار زدن بهرام سوم خردسال که 4 ماه بیشتر شهریاری نکرد، به شاهنشاهی رسید ،ستاره نیرومند کردیر رو به افول نهاد و دیری نپایید که کردیر هم در سنی نسبتا بالا در گذشت . مساعی کردیر سبب شده بود، که کوچکترین فرزند شاپور یکم یعنی نرسی نتواند پس از مرگ برادر ناتنی اش بهرام اول به پادشاهی برسد زیرا نرسی به شیوه پرستش و ویژگی های اَناهیتا بیشتر پایبند بود. پسر بهرام اول به نام بهرام دوم که تحت نفوذ موبدان موبد بود به پادشاهی رسید[26] و همین مسئله کینه و دشمنی را بین کردیر و نرسی شکل داد. به طوری که زمانی که نرسی طی یک کودتا که قدرت را به دست گرفت، کردیر به زیر کشیده شد و اقداماتش بعد از خود او به شیوه خود او پیگیری نیافت.

با مرگ کردیر اقلیت های مذهبی نفس را حتی کشیدند وگذشت و اغماض نرسی شاهنشاه ساسانی که مخالف اقدامات کردیر بود، به آنها فرصتی داد که دست به تبلیغ دین خویش بزنند و در پیشرفت و اشاعه آن بکوشند. به دستور نرسی پرستش ایزد اَناهیتا دیگر بار معمول شد و معابد بسیاری برای این ایزد بنا نهاده شد. نرسی شاهنشاه ساسانی به مانویان که هنوز در ایران کم وبیش وجود داشته، روی خوش نشان داد. این وضع تا زمان سلطنت شاپور دوم {ذوالاکتاف} (310-379 م) ادامه داشت و درطول این مدت در جایی نخوانده ایم از جانب روحانیان زردشتی و زمامداران وقت اذیت و آزاری به فرق مختلف مذهبی در ایران وارد آمده باشد.

دولتی که با تلاش های کردیر پیوند محکمی با موبدان پیدا کرده بود، برای مدتی پیوند خود را از دست داد و پس از آن مدتی نفوذ آتشکده‌ها و متولیان آن بر سلطنت کاهش یافت. بعد از دوران نرسی سیاسی اصلاح سخت گیرانه کردیر به تدریج فراموش گردید، به طوری که هنگام تدوین دینکرد در دوران پس از اسلام موبدان نویسنده از او و اقداماتش یاری نکرده اند و وی را جز بزرگان دین زردشتی بر نشمرده اند، زیرا در دورانی که آزادی اختیار مذهب یکی از مشخصات عصر و جلوه ویژه ای در میان پیروان ادیان مختلف داشت، کسی که نام نیکی در این زمینه ندارد و به سخت گیری و اجبار در زمینه دین معروف بود، پس از مرگش در نظر زردشتیان مرتد و برگشته از دین وانمود شد وهمه کارهایش در اسناد رسمی و کتاب هایی که از سوی محافل رسمی تدوین می گردید، فراموش شد.[27]

کتابنامه:

منابع فارسی:

1-آذری دمیرچی،علاءالدین،زندگانی و فعالیت روحانیون عصر ساسانی،دوره15،شماره179(شهریور56)

2-پیگولوسکایا،شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان،ترجمه عنایت اله رضا،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران1377

3-ر.ن.فرای،تاریخ باستانی ایران،مترجم مسعود رجب نیا،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران1386

4-ر.ن.فرای،میراث باستانی ایران،مترجم مسعود رجب نیا،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران1385

5-زرین کوب،عبدالحسین،تاریخ مردم ایران قبل از اسلام،انتشارات امیر کبیر،تهران1371

6-سامی،علی،تمدن ساسانی،جلد اول،بهار1342

7-مشکور،محمد جواد،ایران در عهد باستان،جلد یکم،انتشارات اشرفی،تهران1363

8-مقدسی،محمد بن طاهر،آفرینش و تاریخ،مجله اول تا سوم،مقدمه،ترجمه و تعلیقات از دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی،نشر آگه،تهران1374

9-و.گ.لوکونین،تمدن ایران ساسانی(ایران در سده های سوم تا پنجم میلادی)شرحی درباره تاریخ تمدن ایران در روزگار ساسانیان،ترجمه دکتر عنایت اله رضا،بنگاه نشر و ترجمه کتاب،تهران1350

10-ویسهوفر،یوزف،ایران باستان از 550 پیش از میلاد تا 150پس از میلاد،ترجمه مرتضی ثاقب فر،نشر ققنوس،تهران1377

11-یار شاطر،احسان،تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان،ترجمه حسن انوشه،جلد سوم،قسمت اول،انتشارات امیر کبیر،تهران1373

12- یار شاطر،احسان،تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان،ترجمه حسن انوشه،جلد سوم،قسمت دوم،انتشارات امیر کبیر،تهران1373

مقالات فارسی:

1-برخی بررسی ها درباره جهان بینی و بینش های اجتماعی در ایران،به نقل از احسان طبری،بی تا،1348

2-تفضلی،احمد،کردیر و سیاست اتحاد دین و دولت در دوره ساسانی،یکی قطره باران،جشن نامه دکتر زریاب خوئی

3-خدا دادیان،اردشیر،اساس قوانین و معرفی یکی از سرشناس ترین قانون دانان و قانون نویسان عصر ساسانی،پژوهشنامه دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی،1372،شماره12و13

4-دهقانی،عبدالرضا،کردیر و دو کتیبه او(کعبه زردشت و نقش رجب)نشریه هستی،بهار80

5-مشکور،محمد جواد،کردیر یا تنسر،فروهر،1364،شماره9و10

 

 



[1]  آذری دمیرچی، علاءالدین، زندگانی و فعالیت روحانیون عصر ساسانی، دوره 15، ش 179 (شهریور 56) 11-27، ص1

[2]  مقدسی،محمد بن طاهر،آفرینش و تاریخ،مجله اول تا سوم،مقدمه،ترجمه و تعلیقات از دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی،نشر آگه،تهران1374 ، ص 244

[3]  خدادادیان، اردشیر، اساس قوانین و معرفی یکی از سرشناس ترین قانون‌دانان و قانون نویسان عصر ساسانی، پژوهشنامه دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی، تهران 1372، ش 12 و 13 ، ص

[4] پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیانترجمه عنایت اله رضا،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران1377، ص 169.

[5]  تفضلی، احمد، کردیر و سیاست اتحاد دین و دولت در دوره ساسانی،یکی قطره باران،جشن نامه دکتر زریاب خوئی، ص 722، زیرنویس

[6]  خدادادیان، اردشیر ، همان،  ص113

[7]  سامی،علی،تمدن ساسانی،جلد اول،بهار1342،ص79

[8]  به نقل از احسان طبری، برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و بینش های اجتماعی در ایران، بی تا، 1348، ص 107.

[9]  کردیر یا تنسر، دکتر محمد جواد مشکور ، فروهر شماره 9/10 ، 1364، ص 13 ونیز و.گ.لوکونین،تمدن ایران ساسانی(ایران در سده های سوم تا پنجم میلادی)ترجمه عنایت اله رضا،بنگاه نشر و ترجمه کتاب،تهران1350، ص 145.

[10]  سامی، همان، ص 30-29

[11]  مشکور، محمد جواد، ایران در عهد باستان، تهران، انتشارات اشرفی، ج 1، چاپ چهارم 1363، ص 803.

[12]  کمبریج، ج 3، ق 1، ص 306.

[13]  آذری، علاءالدین، همان، ص 5

[14] - زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران قبل از اسلام،انتشارات امیر کبیر،تهران1371، ص 442.

[15]  تفضلی، همان، ص 736.

[16]  دهقانی، عبدالرضا / سالک حمید / کردیر و دو کتیبه او (کعبه زردشت و نقش رجب) نشریه هستی، بهار 80، ص 81.

[17]  تفضلی، همان، ص 724 ؛ و نیز مقایسه شود با لوکونین، همان صص 137-140 و نیز فرای، ر.‌، تاریخ باستانی ایران مترجم مسعود رجب نیا،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران1386، ص 486-487.

[18]  تفضلی، همان، ص 725.

[19]  کمبریج ، ج3، ق 2، همان ص 804، و نیز ر.ک. به لوکونین، همان، ص 175

[20]  کمبریج ،ج 3، ق2، همان،ص 805.

[21]  تفضلی ، احمد ، همان ، ص 722

[22]  کمبریج، ج 3، ق 2، ص 805، و نیز ر.ک. به فرای. ر. میراث باستانی ایران، مترجم مسعود رجب نیا،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران1385 صص 352-353

[23]  کمبریج، ج 3، ق 2، همان، صص 306-307، و نیز ر.ک. به فرای. ر. میزاث باستانی ایران،همان، صص 353-354

[24]  کمبریج، ج3 ، ق 2،همان، ص 37، متن کامل آن: ویسهوفر،یوزف،ایران باستان از 550پیش از میلاد تا150پس از میلاد،ترجمه مرتضی ثاقب فر،نشر ققنوس،تهران1377، ص 247.

[25]  لوکونین، همان، صص 161-162

[26]  آذری، میرچی، همان، ص 5

[27]  لوکونین، همان، 161